گاه نوشتهای یک مخلوق

آخرین یادداشت ها
ناله دل
در پی راهی شدنم،
شور و شرر
فراق
ماه
باغبان
سلام
خدایا کاری کن!
ای دریا قطره از برای چه؟
چه هاست در سر این قطره محال اندیش
غفلت
شبی بارانی
عشق
از در عیش درای و به ره عیب مپوی
چه کنم؟
آرشیو
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
موضوعات
لینک های روزانه
اهداء عضو پس از مرگ
بعد از مرگ ممکن است بتوانیم در بدنی دیگر زندگی بیافرینیم
لینک دوستان
در "حضور"
ونوس
دل نوشته های شمیم
ما لایق بهشت اوییم
دفتر انشاء من
تبادل نظر پیرامون نرم افزارها
لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
گاه نوشتهای یک مخلوق
جستجو در وبلاگ

امکانات
تعداد بازدیدکنندگان
2908

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com

آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
عشق

قصد کردم تمام هزار توی زندگیم را بپیمایم

کوچه به کوچه زندگیم را خواستم پیاده طی کنم ،از نفس افتادم

باید چاره ایی می اندیشیدم،خسته بودم

احساس تشنگی کردم

به سمت چشمه دل به راه افتادم

نردبانی بر دل خود گذاشتم و خواستم از آن بالا بروم

بشدت میتپید و چندین بار زمین خوردم

سعی کردم آرامش کنم

کمی آرام شد ،چون من کنارش بودم

بالا رفتم،بالاتر....

حال بر روی دژ زندگی خود ایستاده بودم

اولین بار بود که شهر دلم را از بالا میدیدم

ناگاه دلم لرزید!

کوچه پس کوچه های این شهر بشکل کلمه ایی برایم مجسم شد!

                                             <<عشق>>

5:26 PM | ارقنون | نظرات [1]


Powered by: Apadana Design.ir