<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[گاه نوشتهای یک مخلوق]]></title>
		<link>http://arghanoon1.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[این مطالب فقط برداشتها و تراوشات ذهنی من است با نظرات یاریم کنید]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[ناله دل]]></title>
					<link>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/12/01/post-63/</link>
					<description><![CDATA[<P>شور و شرر در سرم، در پی&nbsp;تطهیر شد</P>
<P>عاقبت این مهملم در پی تکفیر شد</P>
<P>دست دعا برده ام بر در محبوب خود</P>
<P>ناله دل در پیش شیون شبگیر شد</P>
<P>می نگرم در رخش، در قد و بالای او</P>
<P>در پی آن حیبتش، لرزه بر اندام شد</P>
<P>می نگرم بر خودم، بر بنه و پیکرم </P>
<P>از خجلت بر جبین، شرم سرازیر شد</P>
<P>پاکی آن مهجبین، زاری این قد خمین</P>
<P>شعله عشق بر زمین، نور در افلاک شد</P>
<P>مرغ هوا من شدم از حسرت روی تو</P>
<P>هدهد من گم شده، وای که هیهات شد</P>
<P>میکشم از هر طرف بال در این آسمان</P>
<P>طائر دل در رهت گمره این نور شد</P>
<P>گر نکنی تو نظر بر من بی همسفر</P>
<P>کوی تو و ارقنون؟ وای که اوهام شد</P>]]></description>
					<pubDate>Wed, 20 Feb 2008 20:42:31 GMT</pubDate>
					<comments>http://arghanoon1.blogsky.com/Comments.bs?PostID=63</comments>
          <guid>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/12/01/post-63/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[در پی راهی شدنم،]]></title>
					<link>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/11/11/post-62/</link>
					<description><![CDATA[     <a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i1.tinypic.com/8et207b.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a><br>باز هم در سدد آمدنم<br>از خود به خودم ،در پی راهی شدنم<br>از خدا در طلب چشمی بینا<br>در ره منزل خود ،در پی ساقی تنم<br>ساقی ار مست کند چشم جهان بین مرا<br>بی شکی، منظر حق را بود هر جا وطنم<br>گر چه از نامه خود ،چشم به چپ میدارم<br>چشم بر درگه مهر ،میکند امیدوارم<br>ای خدا دستم تو بگیر ار نه چه سود<br>اگرم چشم به خلق تو نگه من دارم<br>گاهی از فکرت خود راه به بیراهه برم<br>گیر از من ره این عقل و بنه تا بروم<br>بنما رایت و آیت خود را تو به من<br>تا ببندم دهن عقلو به ره حق بروم<br>ارقنون را تو  بگفتی که سیاه است ،صراط<br>آفرین بر تو ،بدان در پی راهی شدنم]]></description>
					<pubDate>Thu, 31 Jan 2008 22:15:54 GMT</pubDate>
					<comments>http://arghanoon1.blogsky.com/Comments.bs?PostID=62</comments>
          <guid>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/11/11/post-62/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[شور و شرر]]></title>
					<link>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/11/08/post-60/</link>
					<description><![CDATA[شور و شرر در سرم،در پی تطحیر شد<br>عاقبت این مهملم ،در پی تکفیر شد<br>دست دعا برده ام بر در محبوب خود<br>ناله ی دل در پیش،شیون شبگیر شد<br>می نگرم در رخش،در قدو بالای او<br>در پی آن هیبتش،لرزه بر اندام شد<br>(نمیدانم بیش از این هرچه کردم در سرم چیزی نیامد شاید آخر داستان همین باشد،کاش که رحمی کند..)]]></description>
					<pubDate>Mon, 28 Jan 2008 00:30:30 GMT</pubDate>
					<comments>http://arghanoon1.blogsky.com/Comments.bs?PostID=60</comments>
          <guid>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/11/08/post-60/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[فراق]]></title>
					<link>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/10/12/post-54/</link>
					<description><![CDATA[<a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i13.tinypic.com/73ph8af.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a><br>در طلبم ،در عطشم،زین فراق<br>میزندم بر سر جان این فراق<br>یکطرفم شوق سراسر شدست<br>پیش میخواندم از درو ،فراق<br>یک طرفم فعل و گناهانم است<br>میکندم دور تر از دور ،فراق<br>در پی خورشید به هر سو روم<br>خیمه ایی بر سر خورشید شدست آن فراق<br>در به در کوچه شب های غم<br>در پی خورشید شدم زان فراق<br>کاش که خورشید طلوعی کند<br>تا که به زیر آورمش آن فراق<br>در پی معنی خودی ،ارقنون<br>کاش که بر عشق رسی زین فراق]]></description>
					<pubDate>Wed, 2 Jan 2008 17:56:20 GMT</pubDate>
					<comments>http://arghanoon1.blogsky.com/Comments.bs?PostID=54</comments>
          <guid>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/10/12/post-54/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[ماه]]></title>
					<link>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/10/11/post-52/</link>
					<description><![CDATA[        <a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i10.tinypic.com/7wtkuiu.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a><br>ماه همیشه در حلال کامل است<br>خود را بنگر که در کجا ایستاده ایی؟<br>آنرا قرصی روشن میبینی<br>یا در پشت آن ایستاده ایی و در تاریکی؟<br>چه ساده و شاید خنده دار!<br>وقتی قرص ماه را یافتی برای رسیدن به خورشید<br>دیگر راهی نمانده<br>همه ما به یک جا مینگریم<br>با این تفاوت<br>که هر کس در جایی ،به گونه ایی و به شکلی میبیند<br>و خوش به حال آنکه، میداند کجا،چگونه و چطور نگاه کند<br>وبدانیم همه چیز تنها یک چیز است....]]></description>
					<pubDate>Tue, 1 Jan 2008 12:11:23 GMT</pubDate>
					<comments>http://arghanoon1.blogsky.com/Comments.bs?PostID=52</comments>
          <guid>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/10/11/post-52/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[باغبان]]></title>
					<link>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/10/03/post-51/</link>
					<description><![CDATA[<P>به فصل ها نگاه میکنم</P>
<P>نگاهی هم در دل خویش</P>
<P>شباهتی غریب دارند،</P>
<P>هر کدام بهار و تابستان،</P>
<P>پاییز&nbsp;و زمستان را مدام در چرخشند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </P>
<P>کاش همه می دانستیم </P>
<P>وظیفه ما در این باغ،در این چهار فصل دل چیست</P>
<P>در بهارش:</P>
<P>&nbsp;سر شار از امید ،در پی توشه ایی </P>
<P>سراسر شکوفه میشویم،باید مواظب باد های مرموز باشیم</P>
<P>تا شکوفه هایمان بر زمین نریزد</P>
<P>در تابستانش:</P>
<P>آن شکوفه هارا به میوه برسانیم و ره توشه پاییز و زمستان کنیم</P>
<P>سر سبز و شاد،زندگی را بفهمیم</P>
<P>&nbsp;در پاییزش:</P>
<P>به زرد شدن برگ ها بنگریم و در فکر تازه شدن از نو باشیم</P>
<P>برای این مقصود باید آسان دل بکنیم</P>
<P>در زمستانش</P>
<P>و خوش بحال کسی که در زمستان بجای اندوه و حسرت بهار و تابستان ،</P>
<P>زمستان را میفهمد</P>
<P>زمان را غنیمت میشمرد</P>
<P>شاخه های به کج رفته را میبرد و دور میریزد</P>
<P>زمین دلش را شخم میزندو کنکاش میکند و از نو</P>
<P>برای بهاری نو</P>
<P>رویشی نو </P>
<P>از سال پیش آماده تر میسازد</P>
<P>او صبر را نیز میفهمد</P>
<P>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آری این فصل ها بر همه میگذرد</P>
<P>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; فقط باید حکمت زندگی را بفهمیم</P>
<P>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بیایید باغبانی هوشیار باشیم.</P>]]></description>
					<pubDate>Mon, 24 Dec 2007 02:05:58 GMT</pubDate>
					<comments>http://arghanoon1.blogsky.com/Comments.bs?PostID=51</comments>
          <guid>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/10/03/post-51/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[سلام]]></title>
					<link>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/09/28/post-49/</link>
					<description><![CDATA[خدایا دوباره سلام!<br>رنگ رخسار زردم از شرم حضورت سرخ شده<br>از بس که سلام کردی و جوابت ندادم،شرمم باد!<br>رزوی نمیدانستم،غم ندانستن داشتم<br>روزی دانستم،نمی دانستم با این دانستن چه باید بکنم<br><a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i10.tinypic.com/6jb7sqe.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a><br><br>دانستم که عشق هست،<br>عاشقی نمیدانستم،<br>از شوقش سر به بیابان دل نهادم<br>آمدم عاشق شوم ،چنان هیبت عشق مبهوتم کرد<br>که ناگهان خر شدم و پشت پا بر همه چیز زدم<br>ترس تمام وجودم را گرفت<br>آخر عشق پاک بود و من من آلوده<br>دلم راضی نمی شد<br>و او چه بزرگوار بود<br>حال دیگر او رهایم نمی کرد<br>هی در زد ،در زد، در زد............<br>چراغ هارا خاموش کردم<br>پشت در نوشتم کسی خانه نیست<br>صدای در دیگر نیامد<br>با خود گفتم رفته است ،شاید<br>در را باز کردم<br>گل سرخی در پشت در بود<br>با خود گفتم شاید کار او باشد<br>آن را برداشتم و به داخل خانه آوردم<br>عطرش فضای دلم را نور باران کرد<br>همه ی دلم مسخ شد<br>تمام دیواره دلم فرو ریخت و رنگی نو گرفت<br>نا گاه دیدم:<br>عشق با تمام بی انتهاییش به اندازه تمام وجودم در خانه من است.<br><br><br>]]></description>
					<pubDate>Wed, 19 Dec 2007 13:22:55 GMT</pubDate>
					<comments>http://arghanoon1.blogsky.com/Comments.bs?PostID=49</comments>
          <guid>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/09/28/post-49/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[خدایا کاری کن!]]></title>
					<link>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/09/19/post-47/</link>
					<description><![CDATA[<br><P>خدایا سلام!</P><br><P>مرا میشناسی؟ من عشقم!</P><br><P>حتی اگر تو هم مرا نشناسی تعجب نمیکنم!</P><br><P>آخر تو خودت مرا به این حال در اوردی</P><br><P>کی؟</P><br><P>آنروز که مرا در دل انسان گذاشتی</P><br><P>و حال،روزگار امروزم را ببین</P><br><P>از غم درد این مردم دوستار غم و نفرت</P><br><P>در سوراخ های زمان مخفی شده ام</P><br><P>گاه در دل اندک انسان هایی که از من سر شارند مخفی می شوم و هر دویمان از غم وضع این دنیا خون گریه میکنیم</P><br><P>همه از من حرف میزنند اما دریغ!</P><br><P>اما دریغ از این که یک بار هم مرا در دلشان پناه داده باشند</P><br><P>خدایا سرگردان شده ام </P><br><P>خدایا مرا از وجودت جدا کردی ،به این دنیا انداختی، در دل انسانهایی که</P><br><P>مرا همچون زباله ایی در پشت در دلشان گذاشته اند .</P><br><P> بیرون رانده شدم</P><br><P>گاه دوست دارم که قید همه چیز را بزنم ،میدانی چرا؟</P><br><P>وضع غم و خشم و نفرت و دروغ را ببین</P><br><P>همه شان بقدری ثروتمند شده اند که مرا به تمسخر میگیرند</P><br><P>اصلا چرا عشق خوبست؟</P><br><P>خودم هم دیگر دارد فراموشم میشود</P><br><P>درد از این بالا تر چیست؟که آن عده کمی هم که میخواهند مرا پناه دهند ،چنان چهار ستون بدنشان در زیر بار این دنیا خرد میشود</P><br><P>                 که عطایم را به لقایم میبخشند</P><br><P>                                                          خدایا کاری بکن،</P><br><P>                                   **به فتراک ار همی بندی خدایا زود صیدم کن</P><br><P>                                   که آفتهاست در تاخیر و طالب را زیان باشد**</P><br><P> </P>]]></description>
					<pubDate>Mon, 10 Dec 2007 15:28:13 GMT</pubDate>
					<comments>http://arghanoon1.blogsky.com/Comments.bs?PostID=47</comments>
          <guid>http://arghanoon1.blogsky.com/1386/09/19/post-47/</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
