تعداد بازدیدکنندگان
2910
طراحی قالب POWERED BY BlogSky.com
در پی راهی شدنم،
باز هم در سدد آمدنم از خود به خودم ،در پی راهی شدنم از خدا در طلب چشمی بینا در ره منزل خود ،در پی ساقی تنم ساقی ار مست کند چشم جهان بین مرا بی شکی، منظر حق را بود هر جا وطنم گر چه از نامه خود ،چشم به چپ میدارم چشم بر درگه مهر ،میکند امیدوارم ای خدا دستم تو بگیر ار نه چه سود اگرم چشم به خلق تو نگه من دارم گاهی از فکرت خود راه به بیراهه برم گیر از من ره این عقل و بنه تا بروم بنما رایت و آیت خود را تو به من تا ببندم دهن عقلو به ره حق بروم ارقنون را تو بگفتی که سیاه است ،صراط آفرین بر تو ،بدان در پی راهی شدنم
شور و شرر در سرم،در پی تطحیر شد عاقبت این مهملم ،در پی تکفیر شد دست دعا برده ام بر در محبوب خود ناله ی دل در پیش،شیون شبگیر شد می نگرم در رخش،در قدو بالای او در پی آن هیبتش،لرزه بر اندام شد (نمیدانم بیش از این هرچه کردم در سرم چیزی نیامد شاید آخر داستان همین باشد،کاش که رحمی کند..)