گاه نوشتهای یک مخلوق

آخرین یادداشت ها
ناله دل
در پی راهی شدنم،
شور و شرر
فراق
ماه
باغبان
سلام
خدایا کاری کن!
ای دریا قطره از برای چه؟
چه هاست در سر این قطره محال اندیش
غفلت
شبی بارانی
عشق
از در عیش درای و به ره عیب مپوی
چه کنم؟
آرشیو
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
موضوعات
لینک های روزانه
اهداء عضو پس از مرگ
بعد از مرگ ممکن است بتوانیم در بدنی دیگر زندگی بیافرینیم
لینک دوستان
در "حضور"
ونوس
دل نوشته های شمیم
ما لایق بهشت اوییم
دفتر انشاء من
تبادل نظر پیرامون نرم افزارها
لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
گاه نوشتهای یک مخلوق
جستجو در وبلاگ

امکانات
تعداد بازدیدکنندگان
2902

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
باغبان

به فصل ها نگاه میکنم

نگاهی هم در دل خویش

شباهتی غریب دارند،

هر کدام بهار و تابستان،

پاییز و زمستان را مدام در چرخشند        

کاش همه می دانستیم

وظیفه ما در این باغ،در این چهار فصل دل چیست

در بهارش:

 سر شار از امید ،در پی توشه ایی

سراسر شکوفه میشویم،باید مواظب باد های مرموز باشیم

تا شکوفه هایمان بر زمین نریزد

در تابستانش:

آن شکوفه هارا به میوه برسانیم و ره توشه پاییز و زمستان کنیم

سر سبز و شاد،زندگی را بفهمیم

 در پاییزش:

به زرد شدن برگ ها بنگریم و در فکر تازه شدن از نو باشیم

برای این مقصود باید آسان دل بکنیم

در زمستانش

و خوش بحال کسی که در زمستان بجای اندوه و حسرت بهار و تابستان ،

زمستان را میفهمد

زمان را غنیمت میشمرد

شاخه های به کج رفته را میبرد و دور میریزد

زمین دلش را شخم میزندو کنکاش میکند و از نو

برای بهاری نو

رویشی نو

از سال پیش آماده تر میسازد

او صبر را نیز میفهمد

                               آری این فصل ها بر همه میگذرد

                              فقط باید حکمت زندگی را بفهمیم

                                بیایید باغبانی هوشیار باشیم.

02:05 AM | ارقنون | نظرات [8]


Powered by: Apadana Design.ir