گاه نوشتهای یک مخلوق

آخرین یادداشت ها
ناله دل
در پی راهی شدنم،
شور و شرر
فراق
ماه
باغبان
سلام
خدایا کاری کن!
ای دریا قطره از برای چه؟
چه هاست در سر این قطره محال اندیش
غفلت
شبی بارانی
عشق
از در عیش درای و به ره عیب مپوی
چه کنم؟
آرشیو
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
موضوعات
لینک های روزانه
اهداء عضو پس از مرگ
بعد از مرگ ممکن است بتوانیم در بدنی دیگر زندگی بیافرینیم
لینک دوستان
در "حضور"
ونوس
دل نوشته های شمیم
ما لایق بهشت اوییم
دفتر انشاء من
تبادل نظر پیرامون نرم افزارها
لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
گاه نوشتهای یک مخلوق
جستجو در وبلاگ

امکانات
تعداد بازدیدکنندگان
2909

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
خدایا کاری کن!

خدایا سلام!


مرا میشناسی؟ من عشقم!


حتی اگر تو هم مرا نشناسی تعجب نمیکنم!


آخر تو خودت مرا به این حال در اوردی


کی؟


آنروز که مرا در دل انسان گذاشتی


و حال،روزگار امروزم را ببین


از غم درد این مردم دوستار غم و نفرت


در سوراخ های زمان مخفی شده ام


گاه در دل اندک انسان هایی که از من سر شارند مخفی می شوم و هر دویمان از غم وضع این دنیا خون گریه میکنیم


همه از من حرف میزنند اما دریغ!


اما دریغ از این که یک بار هم مرا در دلشان پناه داده باشند


خدایا سرگردان شده ام


خدایا مرا از وجودت جدا کردی ،به این دنیا انداختی، در دل انسانهایی که


مرا همچون زباله ایی در پشت در دلشان گذاشته اند .


بیرون رانده شدم


گاه دوست دارم که قید همه چیز را بزنم ،میدانی چرا؟


وضع غم و خشم و نفرت و دروغ را ببین


همه شان بقدری ثروتمند شده اند که مرا به تمسخر میگیرند


اصلا چرا عشق خوبست؟


خودم هم دیگر دارد فراموشم میشود


درد از این بالا تر چیست؟که آن عده کمی هم که میخواهند مرا پناه دهند ،چنان چهار ستون بدنشان در زیر بار این دنیا خرد میشود


که عطایم را به لقایم میبخشند


خدایا کاری بکن،


**به فتراک ار همی بندی خدایا زود صیدم کن


که آفتهاست در تاخیر و طالب را زیان باشد**


3:28 PM | ارقنون | نظرات [5]


Powered by: Apadana Design.ir