گاه نوشتهای یک مخلوق

آخرین یادداشت ها
ناله دل
در پی راهی شدنم،
شور و شرر
فراق
ماه
باغبان
سلام
خدایا کاری کن!
ای دریا قطره از برای چه؟
چه هاست در سر این قطره محال اندیش
غفلت
شبی بارانی
عشق
از در عیش درای و به ره عیب مپوی
چه کنم؟
آرشیو
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
موضوعات
لینک های روزانه
اهداء عضو پس از مرگ
بعد از مرگ ممکن است بتوانیم در بدنی دیگر زندگی بیافرینیم
لینک دوستان
در "حضور"
ونوس
دل نوشته های شمیم
ما لایق بهشت اوییم
دفتر انشاء من
تبادل نظر پیرامون نرم افزارها
لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
گاه نوشتهای یک مخلوق
جستجو در وبلاگ

امکانات
تعداد بازدیدکنندگان
2915

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
ای دریا قطره از برای چه؟
پیش دلم ایستادم
باران نرمی میبارید
دلم در هم فشرده شد
آنقدر فشرده که از دریچه دلم هم ،اشک بارید
همنوا با باران
زانو زدم و پیشانی بر دل نهادم
نا گاه آینه ایی از سقف دلم بر زمین افتاد
چنان سکوتم را شکست که از ترس بر پای خود میلرزیدم
کفشهایم را کندم
بر تکه ایی از آن آینه بی قبله نماز خواندم
گویا این بار کعبه و مقصود یکی بود
قبله ام بر فراز ابرها بود
به آینه نگاه کردم
این آینه حماقتم بود
آن را بر گوشه آتاقم خواهم گذارد
تا همیشه یادم باشم
وقتی دریا دارم طلب قطره نکنم.
1:18 PM | ارقنون | نظرات [1]


Powered by: Apadana Design.ir