گاه نوشتهای یک مخلوق

آخرین یادداشت ها
ناله دل
در پی راهی شدنم،
شور و شرر
فراق
ماه
باغبان
سلام
خدایا کاری کن!
ای دریا قطره از برای چه؟
چه هاست در سر این قطره محال اندیش
غفلت
شبی بارانی
عشق
از در عیش درای و به ره عیب مپوی
چه کنم؟
آرشیو
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
موضوعات
لینک های روزانه
اهداء عضو پس از مرگ
بعد از مرگ ممکن است بتوانیم در بدنی دیگر زندگی بیافرینیم
لینک دوستان
در "حضور"
ونوس
دل نوشته های شمیم
ما لایق بهشت اوییم
دفتر انشاء من
تبادل نظر پیرامون نرم افزارها
لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
گاه نوشتهای یک مخلوق
جستجو در وبلاگ

امکانات
تعداد بازدیدکنندگان
2911

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چه هاست در سر این قطره محال اندیش
در موج و تلاطمم
گاه روی آب و گاه در زیر دست و پا میزنم
نه شوق ساحل دارم و نه تاب تلاطم ها
گاه به تخته ایی دست انداز میشوم
چنان موجی میزندم که من و تخته در هم میشکنیم
کاش خدایا
روزی برسد که شنا کردن در بحر تورا بیاموزم
{خیال حوصله بحر میپزد هیهات
چه هاست در سر این قطره محال اندیش}
گاه کاری با خود کرده ام
که نه دوست دارم به ساحل بروم
ونه از شرم بار گناه روی نگاه به سوی او را دارم
و چه شیرین حال و اشکبار میشوم وقتی دست اورا به شانه هایم حس میکنم
که میگوید :
بیا!
{به کوی میکده گریان و سر فکنده روم
چرا که شرم همی آیدم ز حاصل خویش }
06:04 AM | ارقنون | نظرات [1]


Powered by: Apadana Design.ir